خواب دیدم تو به خاطره های من با خودت حسادت می کردی !

می گفتی کدامشان را بیشتر دوست داری؟

و من مات نگاهت می کردم ...

می گفتی : دیگر جایی نرویم ، کاری نکنیم ، تو آنقدر به آنها فکر می کنی که من را فراموش می کنی ...

و من مات نگاهت می کردم.

می گفتی : دیگر تعریف نکن که کجاها خیلی خوش گذشت ، کجا خیلی خوب بود ...

 خیلی چیزها می گفتی.

و من همان وقت داشتم در سرم خاطره جدیدم با تو را می ساختم !

اینکه :



[ادامه مطلب را در اینجا بخوانید ...] منبع : انجمن دالوندمات
برچسب ها : گفتی ,گفتی دیگر